شما هم اطرافتون از این آدما دارید که کلن همهش یه کارایی میکنن که رو مخه؟
من دورم پر از این آدماس. اصن نمیتونم نحملشون کنم.
تو دانشگاه اگر باشن که رحم نمیکنم. تیکه میندازم پشت هم بلکه ساکت شن برن تو لاک تنهاییشون.
خسته شدم انقد حرص خوردم و به روی خودم نیاوردم. آدم بالاخره از یه جاییش میزنه بیرون. -__-
ذوق سفارشهایی رو دارم که رنگی رنگی قراره برام بفرسته. چرا بعد از هفدهم میفرسته آخه؟؟؟ مگه تعطیلات تا سیزدهم نیست؟ چرا این مملکت اینطوریه؟ چرا این ملت اینطوریان؟؟
به خد اگر یه کارهای بشم تو این کشور، نصف تعطیلات رو حذف میکنم قطعن. قطعناااااا.
هرچقد هم دلشون میخواد فحش بدن. ازشون انقد کار میکشم که به یه جایی برسن. اه.
ملت راحت طلبِ تنبل. جدن گاهی دلم میخواد بگیرم یه سریا رو خفه کنم انقد که تنبلن و هی واسه انجام ندادن کارا بهونه میارن و منتظرن تعطیل شه تا بریزن شمال یا بگیرن بخوابن.
اینهمه خوابیدی به کجا رسیدی؟
اه. -__-
من خودم دیگه یه هفتهاس قرص خوابمو نمیخورم که بتونم کمتر بخوابم. خیلی هم موثر بوده جدن. صبح زود میتونم بیدار شم و به کارام برسم.
مشخصه خیلی آشفتهام دیگه؟ :)))
امروز کلن یه کم سرِ جنگ دارم با همه. یه کم هم نه. خیلی زیاد اصن. نمیتونم بقیه رو تحمل کنم.
چندبار نزدیک بود با مامان دعوام شه.
خب شرایطم خاصه دیگه. درک نمیکنن که. -________-
برچسب:
نویسنده: حسین دادخواه